اگر فرصت داشتم که کودکم را دوباره بزرگ کنم...
اگر فرصت داشتم که کودکم را دوباره بزرگ کنم به جای آنکه انگشت اشاره ام را به سمت او بگیرم در کنارش انگشتهایم را در رنگ فرو می بردم و نقاشی می کردم... اگر فرصت داشتم که کودکم را دوباره بزرگ کنم به جای غلط گیری به فکر ایجاد ارتباط بیشتری بودم بیشتر از آنکه به ساعتم نگاه کنم به او نگاه می کردم و سعی می کردم درباره اش کمتر بدانم اما بیشتر به او توجه کنم، به جای اصول راه رفتن اصول پرواز کردن و دویدن را با او تمرین می کردم، از جدی بازی کردن دست برمیداشتم و بازی را جدی می گرفتم، در مزارع بیشتری می دویدم و به ستارگان بیشتری خیره می شدم، بیشتر در آغوشش می گرفتم و کمتر او را به زور می کشیدم و بیشتر تاییدش می کردم، اول احترام به خود را در او می ساختم و بعد خانه و کاشانه اش را و بیشتر از آنکه عشق به قدرت را یادش بدهم قدرت عشق را یادش می دادم...
خدا رو شکر این متن و قبل از بزرگتر شدنت خوندم، شکرت...

27اردیبهشت،کردان...





14خرداد، پارک تاجیکستان روبروی شهرداری...












































اگر فرصت داشتم که کودکم را دوباره بزرگ کنم...
